شیراز از نگاه یک ماساژور
بیایید قبل از هر عدد و آماری، از یک زاویه دیگر به این شهر نگاه کنیم.
کسانی که در شیراز زندگی میکنند، خوب میدانند این شهر دو چهره دارد. یک چهره، همان شیراز شعر و باغ و حافظیه است که در کتابها میبینید. چهره دیگر، شهری است که در آن توریسم، ترافیک، هزینههای زندگی و انتظارات اجتماعی، فشار روزانهای روی ساکنانش وارد میکند.
شیرازیها یاد گرفتهاند بین این دو چهره تعادل برقرار کنند. بخشی از این تعادل، از طریق باغها و فضاهای عمومی اتفاق میافتد. بخش دیگری، از طریق آیینهای شخصی و خدمات آرامشبخشی. همینجاست که جای ماساژ در زندگی روزمره این شهر باز میشود.
وقتی مشتری روی تخت ماساژ میخوابد، در واقع فقط برای رفع خستگی نیامده. او بهدنبال یک ساعت فرار از فشار روزانه است. وظیفه ماساژور، فراهم کردن این یک ساعت است. و اگر این یک ساعت خوب اجرا شود، آن مشتری هفته بعد و هفته بعدتر باز میگردد.
این نگاه، بنای آموزش در خانه ماساژ فارس است. هنرجو یاد میگیرد که کارش نه یک خدمت فنی، بلکه یک تجربه انسانی است که میتواند زندگی کسی را برای یک ساعت، سبکتر کند.




















